در هم و بر هم

روزهای امتحان دارد شروع می شود و من هنوز حتی یک صفحه درس هم نخوانده ام، همسر روز پنج شنبه باید آندوسکوپی شود، این روزها دارد سخت می گذرد، روزهای بلاتکلیفی، روزهای بین زمین و آسمان ماندن، روزهایی که نمی دانی خانه ات دقیقا کجاست، نه هنوز خانه مستقل داری و نه دیگر به خانه پدر و مادرت تعلق داری، روزهایی که هرروز مادر بغض می کند و غصه می خورد از اینکه می داند به زودی من دیگر هرشب به خانه پدری نخواهم رفت، که می داند من این روزها مهمان خانه اش هستم، فکر ترک آن خانه کمی دلگیر است اما شوق تشکیل زندگی و ساختن خانه جدیدی که متعلق به من و همسر باشد نمی گذارد این دلگیری زیاد ادامه داشته باشد...

/ 1 نظر / 25 بازدید
محمد

سلام با تأخير زياد تبريك من رو بپذيريد. اميدوارم در اين مرحله جديد از زندگي در كنار همسرتون و به اتفاق همديگه فراز و نشيب هاي زندگي متأهلي (كه كاملا هم طبيعي هست) رو با موفقيت پشت سر بگذاريد. براي شما شادي همراه با آرامش رو آرزو مي كنم.